پنجشنبه فرصتی پیش آمد که بتوانم در اولین روزهای افتتاح نمایشگاه کتاب از آنجا دیدن کنم. به نظر منکه از نوجوانی تا کنون تقریباً هر سال از این نمایشگاه دیدن کرده ام به طور قطع این ضعیفترین دوره برگزاری نمایشگاه بین المللی
کتاب است که تا کنون دیده بودم.به نظرم وضعیت برگزرای بیستمین نمایشگاه بین المللی کتاب به قدری اسفبار است که برخلاف گذشته که همیشه همه را برای بازدید از تازه های نشر تشویق میکردم به هیج عنوان توصیه نمیکنم که از این نمایشگاه دیدن نمایید.
مشکلات و ضعفهای برگزاری نمایشگاه کتاب که اگرچه در گذشته نیز به چشم میخورد اما امسال شدیدتر و بسیار گسترده تر شده بودند و حتی بر مشکلات گذشته که برخی از آنها نیز برطرف شده بودند موارد بسیار دیگری اضافه شده است که در زیر به برخی از آنها اشاره میکنم:
با وجود ادعای مسوولین برگزاری همین عکس گویا نامناسب بودن و کوچک بودن فضای برگزاری نمایشگاه است
عجیب است که به وجود آنکه هرساله نمایشگاههای متنوع و بزرگی در تمام دنیا وحتی کشورهای اطراف خودمان با نظم و کیفیتی غیرقابل مقایسه با آنچه که ما در ایران میشناسیم برگزار میشود چگونه است که ما از در مدیدریت معدود نمایشگاههای که برگزار میکنیم تا این حد ناتوانیم و حتی از تجارب ادوار گذشته خودمان نیز استفاده ای نمیکنیم.
با وجود اینکه یکی از مهمترین معیارهای فضایی که به یک نمایشگاه تخصیص داده میشود تناسب حجم و ساختار آن با موضوع نمایشگاه میباشد، بیستمین نمایشگاه بین المللی
کتاب به طور کلی از هر حیث فاقد این معیارهاست و بیشتر شبیه به یک بازار مکاره محلی (همان چهارشنبه بازار و شنبه بازار خودمان) برگزار شده است.
از کیوسکهای اطلاع رسانی و نقشه های گویا خبر چندانی نیست و معدود نقشه هایی نیز که چاپ شده است کمکی به شما نخواهد کرد چون به طور مضحکی فراموش شده است که نقاط نشان داده شده در نقشه را با تابلو در محل برگزاری نامگذاری کنند.
هر چند که تمام فضایی که به ناشران اختصاص داده شده است به قدری نامناسب است که به طور کلی برای آنها تحقیر آمیز محسوب میشود اما بدترین و تحقیرآمیزترین مکان موجود را به نشر دانشگاهی اختصاص داده اند
محلی فاقد روشنایی لازم با راهرو هایی پر از خاک و زمینی ناهموار و سقفی برزنتی شبیه به آنچه در مسجد ارگ آتش گرفت و موجب کشته شدن بسیاری شد.
غرفه ها فاقد امکانات اولیه نظیر خطوط تلفن برق مناسب و فضای مناسب برای نشستن و گفتگو کردن میباشند و با وجود خرج بسیاری که برای تعجیل در اتمام پارتیشن بندی ها شده است هیچ زیبایی و نظمی آفریده نشده است و هر غرفه ای از وسایلی که در اختیار داشته استفاده کرده است. منظره میزهای نا هماهنگ و چوبی و پارچه پوش شده که یک اندازه نیستند هر کلمه متضاد هارمونی را در ذهن میپروراند.
علی رغم تمام شعارهایی که در خصوص کیف پول الکترونیکی و خرید الکترونیکی میشود و وضعیت پرداخت پول و خرید کتاب تنها کمی از عصر حجر و معامله پایاپای بهتر است.هیچ غرفه ای داری P.O.S (پایانه فروش الکترونیکی) نیست و با وجود کارتهای بانکی رنگارنگی که در جیب دارید مجبور هستید یا به اندازه کافی در جیبتان پول نقد داشته باشید و یا در صف دو دستگاه P.A.T.M (همان خودپرداز قابل حمل خودمان) زمان مثلاً با ارزش خود را از دست بدهید و پول نقد تهیه کنید.
زشت ترین مناظر بیستمین نمایشگاه بین المللی کتاب در فضای عمومی نمایشگاه به چشم میخورند.تپه هی بزرگ زباله های رنگارنگ و دم کرده و معابر مملو از زباله که اینبار نه به خاطر فرهنگ نازل شهروندان بلکه به دلیل انحراف شعور برگزار کنندگان نمایشگاه ایجاد شده است. حضرات فراموش کرده اند مثلا ۱۰۰۰ عدد سطل آشغال مناسب به فضای برگزاری نمایشگاه تخصیص دهند و متاسفانه مصلی نیز فاقد سطل آشغال از پیش نصب شده فراوان میباشد.
- فضای عمومی مصلی فاقد حتی یک نیمکت برای استراحت کوتاه بازدیدکنندگان است و با وجود اینکه مسوول برگزاری نمایشگاه در شب افتتاح آن در تلویزیون ظاهر شدند و فرمودند که فضای سبز مصلای تهران یکی از وسیع ترین و زیباترین فضاهای سبز تهران است و بازدیدکننرگان محترم می توانند در آنها به استراحت نیز بپردازند. مسوولین فضای سبز مصلی لطف کرده بودند و برای جلوگیری از تخریب فضای سبز موجود در اغلب مکانها فواره های آب چرخان و در حال کار تعبیه فرموده بودند تا قدوم مبارک بازدیدکنندگان را بر تخم چشمانشان گذاشته باشند.باز هم حضرات فراموش کرده بودند ۵۰۰ نیمکت موقت در مصلی نصب کنند.
در هیچ غرفه و راهرویی سیستمهای ایمنی به چشم نمیخورد و مکانی که با پارچه و برزنت برای نشر دانشگاهی ساخته شده است و بسیار آسیب پذیر میباشد نیز فاقد کپسولهای آتششانی است. خروجی ها هم به هیچ عنوان متناسب با جمعیت نیستند و یا اصولاً به تعداد وجود ندارند و یا بسته مانده اند. با وجود چند دستگاه ماشین آتشنشانی مستقر در محوطه و چادرهایی ! که مامورین آتشنشانی در خواب بودند، در صورت بروز حریق بخصوص در غرفه های نشر دانشگاهی فاجعه ای اتفاق خواهد افتاد. روح کشته شدگان مسجد ارگ شاد.
منطقه ای که در آن نمایشگاه کتاب برگزار شده است یکی از پر ترافیک ترین مناطق شهر است و اگر هم مترو برای حمل و نقل بازدیدگنندگان از نماییشگاه در نطر گرفته شده است به این نکته توجه نشده است که مترو برای جابجایی همین بار معمول خود نیز با مشکل مواجه است چه رسد به بار تراقیک مسافر شدیدتری که این روزها به مترو تحمیل شده است. به آن فشردگی مسافر مترو اضافه کنید چند بغل کتابی که هر بازدیدکننده مثلاً میخواهد با خود به داخل قطار بیاورد.
اگر هنوز هم مایلید که از بیستمین نمایشگاه بین المللی کتاب دیدن کنید حداقل چیزی برای خوردن به همراه ببرید. آنچه که در غرفه های اغذیه فروشی برپا شده در فضای خارج از غرفه های فروش کتاب عرضه میشود از لحاظ کیفیت شبیه به جیره های اردوگاهی و به لحاظ نحوه خرید و صفوف آن بسیار شبیه به صفوف دریافت نذورات هیات هاست
با وجود همه معایب فوق بستمین نمایشگاه بین المللی کتاب یک حسن هم دارد و اینکه امثال لازم نیست برای اینکه ار همه غرفه ها دیدن کنید چند روز به نمایشگاه بیایید. به احتمال قوی در همان چند ساعت اول عطای خرید کتاب را به لقای دست پا زدن در خاک وخول و آشفتگی و بی نظمی جمعی آن خواهید بخشید.
پی نوشت:
تصمیم دارم اگر در چند روز آینده هم وضع بر همین منوال بود تصاویر مستندی نیز به این مجوعه اضافه کنم که اگر به آنجا نرفتید اینجا شاهد ماوقع باشید.
گویا خود این مامورین ارشاد هم از ماموریتشان به ستوه آمده اند. موقع برگشت در یکی از ایستگاههای مترو که نام نمیبرم دو فروند فاطی کماندو مشغول ارشاد نسوان متواری الحجاب بودند و منهم مطابق معمول این مواقع با زل زدن به آنها زیر لب به روح پدر و مادرشان صلوات قرایی میفرستادم و سرم را به نشانه تاسف بلاتشبیه مانند بز اخفش تکان میدادم که یکی از افسران بادی گارد آنها به سمتم چرخید! اول تصور کردم که میخواهد به من یا همراهم گیر دهد ولی او با لبخندی تاسقبار گفت نگران نباش درست میشود.خواستم بپرم ماچش کنم ولی خودم را کنترل کردم
جنبه داشته باش پسر
در همین رابطه:

جمعه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۶ در ۳:۲۴ ب.ظ
سلام
مزسی از اطلاعات کاملت درباره نمایشگاه. با این تفاسیر فکر نکنم دیگه علاقه ای داشته باشم که بدبختی های مدیریتی مملکتمون رو به خودم یادآوری کنم و برم ببینمشون!
راستی این صحبت ماموره آخز بحثت خیلی ایهام داشت. از کجا معلوم منظورش همون
مکشوف الحجاب ها نبوده؟ درست می شه… جمعشون می کنیم بالاخره…اینا!! ؟
شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۶ در ۱۲:۴۳ ق.ظ
رییس جمهور عزیز که سال پیش امر به جابجایی نمایشگاه دادید ( البته همراه با اندکی تهدید !!) لطفا بفرمایید کدام کار کارشناسی این افتضاح رو باعث شده؟ لطفا در این یک مورد مرد و مردونه بیایید و از مردم عذر خواهی کنید.
شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۶ در ۲:۰۱ ق.ظ
من چند روز دیگه می خوام بیام نمایشگاه. بدجوری زدی تو ذوق ما!!
شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۶ در ۸:۵۷ ق.ظ
“به احتمال قوی در همان چند ساعت اول عطای خرید کتاب را به لقای دست پا زدن در خاک وخول و آشفتگی و بی نظمی جمعی آن خواهید بخشید.”
شما به عنوان یک شهروند تهرانی اگر بعد از یک ساعت عطای خرید کتاب را به لقای زحماتش بخشیدید میتونید برگردید خونه. ما و امثال ما که از شهرستان و با طی زحمات سفر خودمون رو میرسونیم به نمایشگاه تا کتابی رو که مد نظرمونه بخریم ، چه گلی باید به سرمون بزنیم. جمعه به همراه دوستان اومدیم مثلا نمایشگاه که دقیقا بعد از یک ساعت تصمیم جمعی این شد که حتی یک کتاب هم نخریم. جای دوستان خالی رفتیم درکه چای و کباب و قلیان. به نظرم آقایان نظرشون این بوده که این یه چشمه رو هم که یه عده می اومدن ازش آبی میخوردن و غذای روحشون رو تامین میکردن لجنش کنن. تو رو خدا شما ها که قلمی دارید بنویسید. واقعا حیفه. یعنی باید امکانات برای قلیون و سیگار همه جا مهیا باشه اما امکانات برای خرید کتاب تا این حد افتضاح؟؟
شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۶ در ۱۲:۴۴ ب.ظ
kheili khob tozih dade boodi
jaleb bood
vaghti ye shabe tasmim migiran namayeshgah bezanan hamin mishe dige
شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۶ در ۱:۵۴ ب.ظ
با شما کاملا موافقم.خاک بر سر این بی شعور ها که نمی فهمند نباید برای پیدا کردن یک نشر و یا یک کتان نباید ۳ ساعت پیاده روی کرد.خیلی خیلی بی نظم.کثیف.بی امکانات و…………
همه با هم اعتراض می کنیم
شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۶ در ۳:۲۰ ب.ظ
مرسی از اطلاعات دقیقی که دادید.
ذوقم برای رفتن به نمایشگاه واقعا کور شد.
شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۶ در ۳:۲۹ ب.ظ
با خوندن این مطالب هی یاد ناصر می افتم تو سریال ترش و شیرین ! چه خوب بابای جهان درسشو یاد گرفته بود ..همینه
شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۶ در ۴:۳۵ ب.ظ
سلام ۱۰۰% با شما موافقم.
ننگ بر مدیران نمایشگاه که وقت ما را تلف کردند!
شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۶ در ۸:۴۵ ب.ظ
مسائلی از این بزرگتر توسط افرادی از این جماعت بی کفایت تر و به بدترین وجه ممکن اداره می شود شما که خبر ندارید . نمونه اش صنعت خودرو سازی . تازه این بنده خدا که درباره آب گرفتگی نمایشگاه دروغ گفت یک مسئول دون پایه می باشد عالیترین مقام اجرایی کشور در سال .. اعلام کرد که فاز .. منطقه نفتی .. فقط توسط متخصصان داخلی اجرا و راه اندازی شده است بنده از یکی از مطلعین که در نقش مشاور فرانسویان در آن منطقه فعالیت می کرد شنیدم ۹۰ درصد کار توسط فرانسویان اجرا شده و قبل از رسیدن اصحاب رسانه برای پوشش خبری ایشان به مرخصی با هزینه طرف ایرانی راهی کشور خود شده اند . حالا چی میگی؟
شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۶ در ۹:۰۹ ب.ظ
واقعا توصیف کاملی بود من هم همین امروز این صحنه ها رو دیدم
فوق العاده افتضاح بود امسال اولین بازدید من از نمایشگاه بود کاش امسال هم نمی رفتم
شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۶ در ۱۰:۰۳ ب.ظ
غرض ورزی مسوولین و دشمنی با قشر تحصیلکرده و دانشگاهی تنها راهنما در چیدمان نمایشگاه است.
من بعد از ۳ ساعت پرسه زدن در نمایشگاه با یک تاکسی خودمو به میدون انقلاب رسوندم و سه جلد کتاب مورد نیازم رو در عرض ۳۰ دقیقه خریداری کردم. دلم خنک شد.
یکشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۶ در ۱۰:۰۰ ق.ظ
salam.
vaghean faghat mitonam begam motasefam vase in mellati ke vaghteshon alaki talaf shod.
gol sar sabade namayeshgahe emsal salon daneshgahi bod.lamp 60 watt darbaste sakhtemoni .vaghean ke
ye ghorfe bood kole gorfe shodeh bood” mogezeh ahmadi nejad”
khodavanda
delam vase on nashe badbakhte khareji misoze ke ye ketabesh faghat 6000$ bodeh onam rafte tahe oghyanoos.
faght mitonam begam motasefam.
یکشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۶ در ۱۱:۴۳ ق.ظ
daram 4shanbe miam tehran vase namaieshgah
va be in fek mikonam ke ruzhaye akhare namaieshgah ke ketabe be dard bokhori dige paida nemishe
az un taraf ba in eftezahati ke shoma farmudin tarjih midam beram ye ketabfurushi doros va khardi ham ro unja anjam bedam!
دوشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۶ در ۴:۱۹ ب.ظ
با سلام و تشکر از نگارش زیبایتان
من هم دیروز از نمایشگاه کتاب دیدن کردم (چه دیدنی)… برخلاف سالهای قبل که سعی می کردم حداقل در طی دو روز به بازدید از نمایشگاه بپردازم دیروز فرار را بر قرار ترجیح دادم…ولی با خواندن این مطلب تمامی لحظات حضور در نمایشگاه و صحنه های به یاد ماندنی برایم تداعی شد.
موفق باشید.
سه شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۶ در ۸:۱۶ ق.ظ
be in badi ham ke gofti nist .man raftam didam to shabestan ke kheili khob bod itefaghan chon emsal masaht bishtare terafic joloie ghorfeha kamtare
سه شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۶ در ۸:۲۰ ق.ظ
http://www.tibf.ir/Details.aspx?albumid=11&Page=0&l=0
سه شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۶ در ۸:۲۲ ق.ظ
http://www.tibf.ir/gallery/11z.jpg
سه شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۶ در ۱۱:۴۹ ق.ظ
من فردا میخوام برم نمایشگاه …. با این توصیفات واقعا باید خودمو برای یک روز به یاد ماندنی آماده کنم …. البته بماند که من بیشتر برای کارگاه آموزشی که صبح برگزار میشه میرم که با این اوضاع دیگه امیدی به اون هم نیست…..
پنجشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۶ در ۱:۴۴ ق.ظ
khoob jaye taagob nadare namayeshgahe ketab ham mesle baghiye chizha
پنجشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۶ در ۱:۵۲ ق.ظ
man nazari nadaram
جمعه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۶ در ۹:۰۹ ب.ظ
متاسفانه هرچی گفته بودی درست بود! ما که پیچوندیم رفتیم پارک ملت! ( از طرف دانشگاه اومده بودیم ) البته بعد نیم ساعت گشتن تو خاک و خل مصلی! فکر میکنم من بیشتر از بقیه سود بریم!!
یکشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۶ در ۱:۳۰ ق.ظ
واقعا نمایشگاه امسال چیزی جز مسخره کردن ۲ میلیون (به گفته مسئولین) نفر رو نداشت
یکشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۶ در ۱۰:۳۲ ق.ظ
سلام حالا شما اونجارو دارید میگید، اینجا در نمایشگاه مثلا عالی تبریز که مثلا نمایشگاه تخصصی صنعت ساختمان داره برگزار میشه و شد، در واقع آنها به امکانات ضروری و مانند آن(دستشویی، نظافت و از همه مهم تر بازدیدکننده به چشم معجزه نگاه می کننند. و تازه انقدر هم از هودشان مطمئن هستند که حاضر نیستند این را قبول کنند که افتضاح بار آورده اند. من دارم درباره نمایشگاه و شرایط مناسب برای آن تحقیق می کنم. از ۵۰ تا صنعتی که من تا الان در اینجا بررسی کردم فقط ۷ صنعت راضی بودند. تازه با این وضع اینها دائیه بهترین شهر نمایشگاهی خاورمیانه را هم دارند. از اینکه به نمایشگاه کتاب نیامدهام و شما هم به اینجا نیامدهاید خوشحال هستم
یکشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۶ در ۵:۱۲ ب.ظ
مطلب فوق العاده ای بود.هیچ می دونین که راجع به این مطلب شما در روزنامه پنج شنبه اعتماد ملی در بخش وبلاگ نویسان صحبت شده بود.
سه شنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۶ در ۳:۵۵ ب.ظ
kheili khob matlabo bayan kardi ……….
vali che faye de in harfa b hich koja nemirese
onae k bayad kakeshob begaze kheili rele mishinan sare jashono
to televisionam har joor deleshon bekhad , namayesh garo neshon midan
شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۸۶ در ۱:۲۷ ب.ظ
واقعا این نمایشگاه کتاب افتضاح بود…. اولین روز برای دیدن نمایشگاه و کتابهای خارجی بخش هنر مراجعه کردم….. دریغ از یک کتاب هنری خارجی!!! … کارت خرید کتابهای خارجی هم گرفته بودم.. باورم نمی شد.. وقتی مراجعه به لیست کل کتابهای خارجی نمایشگاه کردم دیدم اصلا کتاب هنری امسال وجود ندارد! گل کاشتید… واقعا که… بی نظمی هم که در کتابهای دیگر خارجی موج می زید… نمیشه اینقدر ترفندهای جدید نزنید؟ شما که به داد مردم نمی رسید حداقل بدترش نکنید.
چهارشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۶ در ۸:۳۲ ب.ظ
D:
مرسی از توصیفاتت… واقعا با وضع اونجا هماهنگی داشتند!!
یکشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۲ ب.ظ
یه بار به رئیس دانشگاه گفتیم می خوایم برای فردوسی بزرگداشت بگیریم فرمودند :” شما برید درستان رو بخوانید شمارو چه به فردوسی ” بگذریم که رشته ی خاک بر سر ما روم به دیوار روم به دیوار مثلا ادبیات فارسی بود .
کاش بجای عوض کردن جای نمایشگاه یه کم طرز فکر آقایون عوض می شد شاید اونجوری می شد به کتاب و کتاب خون امیدوار بود
جمعه ۳۰ فروردین ۱۳۸۷ در ۳:۲۱ ب.ظ
باورتون نمیشه……..وقتی بیستمین نمایشگاه بین المللی کتاب!!!!!! رو دیدم….احساسم چیزی مخلوطی از عصبانیت…..ناراحتی….و ناباوری بود…….. واقعا نمیتونستم هضم کنم…… تمام مدت صحنه هایی از نمایشگاه قبل جلوی چشمم بود…… باور نکردنی بود…..افتضاح بود…..به معنای واقعی کلمه “افتضاح”…. منی که با کلی عشق و شور و هیجان اومده بودم نمایشگاه کتاب …… بغض گلوم رو گرفت……….. این قدر حرف تو دلم هست که………فقط از اینکه اینقدر شفاف به توصیف بیستمین نمایشگاه بین المللی کتاب!!! پرداختید ممنون…… واقعا ممنون………..
یکشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۰۸ ق.ظ
bs salam man ye soal dashtam namayeshgah baraye anavine mokhtalef dar rozaye mokhtalef bargozar mishe masalan pezeshki ya kamputer ya kodak dar rozaye mokhtalefe
یکشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۶:۳۲ ب.ظ
چیز تازهای نبود .ولی چون در شهر ما کتابفروشی خوب عالی هم نه کمه و من هم عشق کتاب با تمام مشکلات میرم.با این حال ممنون از اطلاعاتت
پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۱۰ ب.ظ
وضع ناشران بین الملل چطور بود،من فقط به خاطر کتابهای خارجی میخوام برم! اگه اون جا هم همین طوره و کتابهی جدید نداره نرم؟!
پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۴ ب.ظ
آقا یک دنیا ممنون از اطلاعاتی که درباره نمایشگاه دادی چون من داشتم حسرت اینکه وقت نمی کنم برم رو میخوردم
پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۸ ب.ظ
البته برای دختر خانومهایی که دوست دارن با دوست پسرشون تو شلوغی به هم بچسبن خوبههههههههههه
شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۵:۱۳ ب.ظ
bekhoda ma ham bishtar azinn az in BIKHWRADANE KUTAH NAZAR
ENTEZAR nadarim
vali che konim ke bayad mesle ghollabe magane
kham shim
یکشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۳:۱۰ ب.ظ
آقا یک دنیا ممنون از اطلاعاتی که درباره نمایشگاه دادی چون من داشتم حسرت اینکه وقت نمی کنم برم رو میخوردم
یکشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۵:۵۳ ب.ظ
با سلام
من هم مثل خیلی از دوستان شهرستانی هستم و دوست داشتم از این نمایشگاه دیدن کنم ولی……
دوشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۰۳ ق.ظ
نمایشگاه (مصلی) دو قدمی شرکت ماست دوست داشتم برم ببینم ولی با این تفاسیر دیگه اصلا نمیرم. جالب اینجاست که کسی نیست که از این سیستم بازخواست کنه ! حتما هر کی سکوت کنه و هیچی نگه بهش پول کلانی میرسه مثل خیلی باند بازی های دیگه !!
چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۱۱ ق.ظ
چی تواین مملکت درسته که نمایشگاه کتابش درست باشه
پنجشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۳:۰۰ ب.ظ
che khoob bashe che bad bashe haminie ke hast bayad berim va ketabaei ro ke mikhaim bekharim manam hatman miram motmaenan masoolin ta oonjai ke betoonan har kari az dasteshoon bar miado anjam midan dasteshonam dard nakone
جمعه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۲۸ ق.ظ
من روز چهار شنبه بعنوئان مسافر از شهرستان به نمایشگاه آمدم نمایشگاه شبیه زندان ابوقریب بود البته کتابها در سطح عالی بودند ولی مکان. مکان بین المللی نبودمکان مکان تخم ایی بود
دوشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۴۴ ب.ظ
سلام
من امسال اولین سالی بود که در نمایشگاه شرکت کردم .
من از نمایشگاه فقط ۲ تا کتاب می خواستم که با وجود کمک های رایانه ای !!! باز هم کتاب هایی رو که می خواستم پیدا نکردم.
سه شنبه ۹ مهر ۱۳۸۷ در ۵:۴۸ ب.ظ
سلام
امیدوارم که در سال آینده مشکلات نمایشگاه بعد از این تفاسیر به نحو مطلوبی در مسیر بهبود قرار بگیرد.!!
بهتره شما هم تو جوابایی که میدید رعایت نگارش واصول املایی رابکنید.
باتشکر
جمعه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ در ۷:۴۱ ق.ظ
سلام دوستان
شما چه قه در ساده ای ، یا اینکه ندید بدیدی ، مسئولین کنونی کشور ما از دستیابی مردم به انرژی کتابهای جدید هراس دارند ، حتی میترسند طلبه های حوزه علمیه قم با کتابهای اسلامی دیگر کشورها آشنا شوند . که در آن صورت دورغهای چندصد ساله رو میشوند .
جمعه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ در ۱:۰۹ ب.ظ
به وجدانت مراجعه کن با وجدان
کجاش اینجوری بود که می فرمائید. حداقل یه کم راست میگفتی و از زیبائیهاش میگفتی.
لازم میدونم به همه بگم که اصلا اینطوری نیست
اگه قبول ندارین خودتون یه سر بزنید و بعد قضاوت کنین.
ببخشید که اینطوی صحبتم و شروع کردم آقا حمید رضا.