بحران یا عدم بحران مساله اینست

الحمدالله که مملکت تعطیل شد و هیچ اتفاقی هم مطابق معمول نیافتاد و باز هم تمامی مبانی علمی و عملی اهمیت بهره وری در پیشرفت یک کشور ضربه محکمی از مردم ما دریافت کرد. اما تعطیلی و اوقات فراغت یکی از ایراداتی که دارد فرصتی است که به انسان میدهد که هم نگاه کند و هم دقت کند و هم بیشتر فکر کند که این موضوع به هیچ عنوان به صلاح مملکت نیست و متاسفانه این مهم علی رغم تمامی اهتمام مسئولین برای هدر دادن این فرصتهای خانمانسوز در پشت ترافیک، صفهای طویل و مقابل برنامه های بی محتوای تلویزیونی باز هم گاهی بدست فراموشی سپرده میشود تا بستر نامیمون اندیشیدن و خدای ناکرده انتقاد کردن را ایجاد شده و هیمنه و شایستگی مسئولین را تحت شعاع قرار گیرد.

شاهد این موضوع تعطیلات ناگهانی و از پیش برنامه ریزی نشده روزها اخیر بود که هرچند به دلیل یخبندان سطح معابر اعلام شد اما پر واضح است که دلیل اصلی آن همان موضوع قدیمی و نخ نما شده کمبود گاز در کشور و البته عدم وجود فرهنگ استفاده بهینه از منابع انرژی در کشور است.این تعطیلات اگرچه به کام بسیاری شیرین آمد اما به همان دلایلی که قبلتر گفتم می تواند به صلاح مملکت نباشد و افرادی هم باشند که در چنین مواقعی بیشتر فرصت پیدا کنند که صفحات خبرگزاری ها را رفرش کنند و بیشتر به عناوینی که میخوانند فکر کنند.

خبرگزاری فارس که بطور کاملاً شفاف و تا حدودی بچگانه در حال جانبداری از طیفهای مورد حمایت خود به خصوص دولتمردان کنونی و رویارویی با سایر جریانات سیاسی و خبرگزاری های دیگر بالاخص خبرگزاری مهر است(۱ و ۲ را با هم مقایسه کنید)، بنظر میرسد اینروزها در حال بستن شمشیر از رو و جنگیدن برای برنده شدن در ماراتن اتخابات مجلس نهم هستند. اما در این رقابت اتشار اخبار و جذب مخاطب انصافاً خبرگزاری مهر بسیار موفق تر عمل کرده است و به نظر حرفه ای تر رفتار میکند که البته هرچند که طیفی که خبرگزاری مهر را می گردانند هم چندان…. اما اگر بهمن هدایتی از خبرنگاران و کارکنان این خبرگزاری است با وجود میدان دید بازتری که احیاناً سایر گردانندگان مهر هم از آن برخورداند این موفقیت جندان دور از ذهن نیست.

 

به تصویر صفحه اول امروز فارس نگاه کنید :!: بنظر شما بلاخره در کشور بحران وجود دارد یا خیر؟ با خواندن این دو خبر درست زیر هم چه به ذهن شما خطور میکند؟ هر چند که بحرانی که مد نظر رهبر انقلاب است طبعاً بحران سیاسی ناشی از تحریم و جنگ است اما مگر ممکن است در کشوری که مردم رکن اصلی آن باشند و بسیاری از نقاط آن در سرمای چندین درجه زیر صفر قطعی گاز و بحران سوخت را تجربه کنند بحرانی نباشد . کاش حداقل قبول کنیم که در کشور بحران مدیریت وجود دارد و بسیار هم جدی و اضطراری است.

  1. از این تناقضات به اندازه ی کافی دیدیم حمیدرضا خان. اگر غیر از این باشه باید نگران باشیم!

  1. ۱۷ دی ۱۳۸۶